*به نام خدا*
دانستنی های جالب و خواندنی:
سوسكها سریعترین جانوران 6 پا میباشند. با سرعت یك متر در ثانیه.
-خرگوشها و طوطی ها بدون نیاز به چرخاندن سر خود قادرند پشت سر خود را ببینند.
-كرگدنها قادرند سریعتر از انسانها بدوند.
-هیچ پنگوئنی در قطب شمال وجود ندارد
-داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !
- هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !
- مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !
- هر انسان تا ۸ دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است .
-مادر و همسر گراهام بل مخترع تلفن هر دو ناشنوا بوده اند.
-كانادا یك واژه هندی به معنی "روستای بزرگ" میباشد.
-10 درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باكتریها تشكیل میدهند.
-11 درصد جمعیت جهان را چپ دستان تشكیل میدهند.
- وقتی به خورشید نگاه می کنید ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید !
-قلب میگو در سر آن واقع است !
- ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !
- حدود ۲۵۰ نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است !
- دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند !
-حس بویایی مورچه با سگ برابری می کند !
- آیا می دانستید تصمیم بر این بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود ؟!
- با ۳۰ گرم طلا می توان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد !
-از هر 10 نفر، یك نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی میكند.
-98 درصد وزن آب از اكسیژن تشكیل یافته است.
فنلاند از ۱۷۰ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است !
- زمین در آغاز پیدایش ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی اش بود !
-در زبان عربی برای کلمه شمشیر ۸۵۰ واژه مختلف وجود دارد !
- گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است !
- برای تخمین زدن حشره های روی زمین کافیست به ازای هر انسان ۲۰۰
میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !
- کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود، آن را پیدا می کند !
- فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد !
- قلب وال در هر دقیقه فقط ۹ بار می زند !
- ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت !
- در سال ۱۳۸۰ تعداد گوسفندان زلاندنو ۴۴ میلیون راس اعلام شد در حالی
که جمعیت این کشور ۴ میلیون نفر بود !
-یك اسب در طول یك سال 7 برابر وزن بدن خود غذا مصرف میكند.
-رشد دندانهای سگ آبی هیچگاه متوقف نمیگردد.
-قلب والها تنها 9 بار در دقیقه میتپد.
- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !
- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !
- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !
- ۹۰% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !
- چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل عمل می کند !
- آب دریا بهترین ماسک صورت است !
- سرعت عطسه یک انسان برابر است با ۱۶۰ کیلومتر در ساعت .
چیتا قادر است در حداكثر سرعت خود گامهایی به طول 8 متر بر دارد.
-شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند.
-عمر سنجاقكها تنها 24 ساعت میباشد.
-مدت زمان گردش سیاره عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشید میباشد.
-روشنایی قرص كامل ماه 9 برابر هلال ماه میباشد.
-یك خرس بالغ قادر است با سرعت یك اسب بدود.
-قلب یك جوجه تیغی در حالت عادی 190 بار در دقیقه میزند كه در دوران خواب زمستانی به
20 بار در دقیقه كاهش می یابد.
اسبها قادرند در حالت ایستاده بخوابند.
-كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.
-قلب میگو در سر آن واقع است.
-گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری كند.

فک کنم شما هم از سریال دلنوازان خوشتون میاد و از دیدنش لذت میبرید.
اینم از بیوگرافی سحر قریشی 
بیوگرافی سحر قریشی:
سحر قریشی متولد 1366 است و تنها عضو متاهل بین بازیگران جوان دلنوازان به حساب می آید. همسر او مهران اخوان ذاکری است و 25 سال سن دارد . زندگی مشترک آنها چند سالی است که آغاز شده و روز های خوبی را با هم پشت سر میگذارند . سحر قریشی تنها یک برادر دارد و رنگ های مورد علاقه اش مشکی ، آبی و قرمز است . سحر قریشی دوست دارد هر چه زود تر به اوج برسد و این آینده را برای خود پیش بینی میکند . برای قریشی نوع پوشش و لباس خیلی اهمیت دارد . او حسین سهیلی زاده را مانند پدرش دوست دارد.
/214-(EDV.blogfa.com).jpg)


از ميان 350 كانديد به «دلنوازان» رسيدم
1388/07/29
سحر قريشي در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره نحوه ورودش به تلويزيون گفت: من كار اولم در زمينه بازيگري فيلم سينمايي «لج و لجبازي» به تهيه كنندگي آقاي زبر دست بود. در مراحل پاياني اين كار بودم كه از طريق آقاي خيرابي به آقاي سهيليزاده معرفي شدم. آقاي سهيلي زاده از من دعوت كرد تا براي نقش يلدا كه حدود 350 نفر كانديد داشت، تست بدهم و خوشبختانه پس از تست مورد قبول واقع شده و براي بازي در اين نقش آمدم.
وي با بيان اينكه بازيگران در كار روتين تلويزيوني بيشتر ديده ميشوند، درباره بازتاب سريال «دلنوازان» اظهار داشت: استقبال مردم از اين سريال خيلي خوب است و مردم در كوچه و خيابان مرا ميشناسند و مورد محبتشان قرار گرفتهام. البته در اين كار استرس هم داشتهام، چون در كنار پيشكسوتان بزرگي ايفاي نقش ميكردم و كار اولم بود.
وي افزود: من براي بازي در چنين سريال پر قسمتي تجربه چنداني نداشتم. ضمن اينكه نقشم هم پررنگ بود اما آقاي سهيليزاده با من همراهي كرد و كمكهاي او مرا به اينجا رساند.
مدرک خودش و شوهرش هم آرایشگری بین المللی است

پ.ن:دقت کردین چقدر دوستی و محبت داره کمرنگو کمرنگ تر میشه؟
پ.ن:کلاس کامپیوترم از ۲۱ آبان شروع میشه و روزهای فرد است
فعلاْ مرحله اول(ICDL1)
رو قراره بگذرونم.وقتی داشت در مورد تک تک مبحث های کامپیوتر صحبت میکرد
میگفت:شبکه کردن کامپیوترها و بخش سخت افزاری و بستن کیس و محتویات داخلشو بهتون
پیشنهاد نمیکنم چون یکم سخته و بهت طراحی و انیمیشنو پیشنهاد میکنم که بعد از گذروندن
مراحل اول و دوم بری سراغ طراحی و ... که خیلی باحاله!
منم گفتم:میخوام کامل همه چیز رو یاد بگیرم(البته اگه نظرم عوض نشه)
پ.ن:فک نکنم تولد امسال خیلی جالب باشه...منظورم تولدمه چون زیاد حس و حال جشنو .. رو
تو وبلاگم ندارم فقط میام میگم تولدمه خوبه؟
*به نام خدا*
آیا می دانید اگر آرم تجاری نوشابه کوکاکولا را برعکس کنید چه کلماتی بدست می آید؟
آیا می دانید کلمه PEPSI مخفف چه کلماتی است ؟
آیا می دانید نوشابه کوکاکولا و پپسی مال چه کسانی است و چه تبلیغاتی می کنند ؟
با دیدن این فیلم علاوه بر دریافت پاسخ تمام سوالات خود دیگر نه سراغ کوکاکولا می روید
و نه پپسی ... 

دانلود
اگه یه روز دیدی که وقتی داری میری برمی گرده و با عجله می یاد سمتت:
بدون براش عزیزی...
اگه یه روز دیدی وقتی داری می خندی برمی گرده و نگات می کنه:
بدون واسش قشنگی...
اگه یه روز دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه:
بدون دوستت داره...
اگه یه روز دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه:
بدون عاشقته...
اگه یه روز دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه:
بدون دیوونته...
اگه یه روز دیدی که از نبودنت داغون شده:
بدون براش همه چی بودی...
اگه یه روز دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله:
بدون بدونِ تو می میره...
اگه یه روز دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده:
بدون بدون تو مرده.......
اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه
سفید روش کشیدن:
بدون واسه خاطر تو مرده..........!!!

پ.ن:دلیل نمیشه چون نوشته های عاشقونه مینویسم حتماً عاشق کسی یا چیزی شدم...
نه راسیتش از مطالب عشقولانه خوشم میاد و واسه همینه که مینویسم.

پ.ن: ممکنه و شاید از این به بعد هفته ای 1 بار به وبم سر بزنمو آپدیت کنم هرچند تا حالا هم با این
روند آپدیت کردن من فک کنم دیگه واستون دیر آپدیت شدن وبلاگم عادت شده باشه
پ.ن:یکم بی اراده شدم و نمیتونم درست تصمیم بگیرم دلیلشو نمیدونم ولی جدیداً
عینهو کسایی شدم که برای هر تصمیمشون احتیاج به یه مشاور خوب دارن تا اونا بتونن کمکش کنن!
پ.ن:مرگ بر اسرائیل


خداحافظ


*به نام خدا*


قصه عشق برای تو ای دوست ...

وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم
نشسته بودو اون من رو داداشي صدا مي کرد.به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم
و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون توجهي به اين مسئله نمي کرد.
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست.من جزومو بهش دادم.
بهم گفت: متشکرم.و گونه من رو بوسيد.مي خوام بهش بگم،مي خوام که بدونه،
من نمي خوام فقط داداشي باشم.من عاشقشم.
اما...من خيلي خجالتي هستم...علتش رو نمي دونم.
تلفن زنگ زد.خودش بود.گريه مي کرد.دوست پسرش قلبش رو شکسته بود..
از من خواست که برم پيشش.نمي خواست تنها باشه.من هم اينکارو کردم.
وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم.تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود.
آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه.بعد از دو ساعت ديدن فيلم
و خوردن چيپس خواست بره که بخوابه،به من نگاه کرد و گفت:متشکرم
و گونه من رو بوسيد.مي خوام بهش بگم،مي خوام که بدونه،من نمي خوام
فقط داداشي باشم.من عاشقشم.
اما...من خيلي خجالتي هستم....علتش رو نمي دونم.
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد.گفت:"قرارم بهم خورده،اون نمي خواد با من بياد."
من با کسي قرار نداشتم.ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچ کدوممون
براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم،درست مثل يه خواهرو برادر.
ما هم با هم به جشن رفتيم.جشن به پايان رسيد.من پشت سر اون،کنار در خروجي،ايستاده بودم.
تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود.آرزو مي کردم
که عشقش متعلق به من باشه.اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو مي دونستم.
به من گفت:متشکرم.شب خيلي خوبي داشتيم. و گونه من رو بوسيد.
مي خوام بهش بگم،مي خوام که بدونه،من نمي خوام فقط داداشي باشم.من عاشقشم.
اما...من خيلي خجالتي هستم...علتش رو نمي دونم.
يه روز گذشت.سپس يه هفته،يه سال...قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم.
روز فارغ التحصيلي فرا رسيد.من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه
رفته بود تا مدرکش رو بگيره.مي خواستم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون به من
توجهي نمي کرد و من اين رو مي دونستم.قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد.
با همان لباس و کلاه فارغ التحصيلي، با گريه من رو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه
من گذاشت و آروم گفت: تو بهترين داداشي دنيا هستي،متشکرم.و گونه من رو بوسيد.
مي خوام بهش بگم،مي خوام که بدونه،من نمي خوام فقط داداشي باشم.من عاشقشم.
اما...من خيلي خجالتي هستم...علتش رو نمي دونم.
نشستم روي صندلي،صندلي ساقدوش،توي کليسا،اون دختره حالا داره ازدواج مي کنه،من ديدم
که بله رو گفت و وارد زندگي جديدي شد.با مرد ديگه اي ازدواج کرد.
من مي خواستم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون اينطوري فکر نمي کرد و
من اين رو مي دونستم.اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کردو گفت:تو اومدي؟
متشکرم.مي خوام بهش بگم،مي خوام که بدونه،من نمي خوام فقط داداشي باشم.من عاشقشم.
اما...من خيلي خجالتي هستم...علتش رو نمي دونم.
سالهاي خيلي زيادي گذشت.به تابوتي نگاه مي کنم که دختري که من رو داداشي
خودش مي دونست توي اون خوابيده،فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند.
يه نفر داره دفتر خاطراتش رو مي خونه.دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته.
اين چيزي هست که اون
نوشته بود:
"تمام توجهم به اون بود،آرزو مي کردم که عشقش براي من باشه.اما اون توجهي به اين
موضوع نداشت و من اين رو مي دونستم.من مي خواستم بهش بگم،مي خواستم که بدونه
که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه.من عاشقش هستم.
اما...من خجالتي ام...نمي دونم....هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره...."
اي کاش اين کارو کرده بودم....با خودم فکر مي کردم و گريه امانم را بریده بود.

پ.ن:داستان قشنگی بود و به نظرم یکم به واقعیت شباهت داشت.
پ.ن:آخه یکی نیست به بعضی از این پسرای... بگه که آخه چرا اینقدر خجالت میکشی و خودتو
دیگری که دوست داره رو عذاب میدی؟
پ.ن:واقعاْ چرا وقتی یک دخترو دوست داری مستقیم ازش خواستگاری نمی کنی؟
چرا باید
تو خودت نگه داری و اونم که چون دختره نمیتونه ابراز علاقه کنه تا توی... بفهمی که اونم دوست داره
و فقط خودت نیستی که اونو دوست داری بلکه یه قلبی هم هست واسه تو که میتپه و شب و روز
در انتظار یه جمله و یه کلمه از طرف تو است که بگی دوسش داری!

پ.ن:این یه معظل تو دنیا است و به نظرم جالب نیست یه پسر عشقشو به خاطر خجالت از دست بده
و یه عمر تو ناراحتی سپری کنه..

پ.ن:با حیا و نجابت موافقم ولی این دلیل نمیشه که بخوای دستی دستی عشقتو از دست بدی که آخه!
اگه اینقدر خجالتی و با حیا هستی خب بهش نگو برو مامانتو بنداز جلو!
پ.ن:شدیداْ محتاج دعا هستیم هم خودم هم خانواده ام...

هـــــــــــــــــــمـــــــــــــــیــــــــــن!